سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

38

طب در دوره صفويه ( فارسى )

هم‌چنانكه امروز نيز رايج است ، در دورهء صفويه نيز عطارىهائى وجود داشت كه اگر كسى نمىتوانست به علل اقتصادى و يا شئونات خانوادگى به پزشكان خصوصى مراجعه كند مىتوانست مستقيما به آن‌ها مراجعه نمايد و داروهائى را كه ميل داشت بخرد و مورد درمان قرار بگيرد . عطارىها هم به نوبهء خود داراى درجات و شهرت و اهميت مختلف بودند . در كتاب هزار و يك شب حكايتى وجود دارد كه مىتواند مبين اين مدعا باشد . « در زمان خلافت هرون الرشيد در بغداد عطارى به نام ابو حسن بن طاهر زندگى مىكرد كه در حذاقت در كار و رفتار با مشتريان گوى سبقت از همكاران خويش ربوده بود . كفايت ، زيركى و خوشروئى او چنان بود كه از فقير و غنى وى را دوست داشتند و اعتبار او در نزد خليفه و اعتماد خليفه به او چنان زياد بود كه به وى اجازه داده شده بود تا نيازمندىهاى زنان حرم را نيز فراهم سازد و به ايشان بدهد . . . . خانه او پيوسته مركز تجمع نجبا و بزرگان شهر بود » . از سوى ديگر ، در چند صفحه بعد داستان عطار ديگرى بازگو شده است كه عاشق دختر تاجرى ثروتمند بود ولى به علت اختلافات طبقاتى نمىتوانست به وصال معشوق برسد : « او وصال مرا در خواب هم نخواهد ديد ، چه من دختر تاجرى ثروتمندم و چگونه ممكن است با اين مال و مكنت به همسرى عطارى فقير دربيايم ؟ » از نظر تئورى تمام عطارىها به وسيلهء مامورين بهداشت عمومى مورد بازرسى قرار مىگرفتند و وظيفهء يك چنين مامورى بود تا مراقبت كند مغازه و ظروفى كه داروها در آن‌ها نگاهدارى مىشد تميز باشند . در مغازه‌ها شب‌ها مىبايست به وسيلهء دسته‌هاى نى و يا برگ‌هاى خرما بسته مىشد تا سگ نتواند وارد آنجا به‌شود و اين وظيفهء شحنه بود تا بر اجراى صحيح اين قانون نظارت داشته باشد و مهمتر از همه اين كه مامور بهداشت عمومى موظف بود مانع از تقلب در امر داروسازى بشود و اين وظيفه‌اى بود بس دشوار ، چه يك چنين عملى اغلب صورت مىگرفت . ابن الاخوه چندين صفحه از كتاب خود به نام معالم القرب را فقط به توضيح اين مطلب اختصاص داده است كه در ساختن چه داروهائى بيشتر تقلب مىشود و اين تقلب‌ها چگونه صورت مىگيرند و نحوهء كشف آن‌ها چگونه است . در همان ايام مقررات مشابهى نيز در انگلستان وجود داشت زيرا مىبينيم كه جمز اول در سال پانزدهم سلطنت خود فرمانى خطاب به رئيس انجمن هنر و رموز عطاران لندن صادر و به ايشان اجازه داد تا به بازرسى عطارىهاى لندن و نقاط نزديك آن بپردازند و داروهاى موجود در آن‌ها را امتحان كنند و اين دستور تا زمان تصويب قوانين حاكم بر امر داروسازى در سال 1815 ميلادى اجرا مىشد . علاوه بر سه نوع رابطهء فوق الذكر كه بين بيمار و طبيب برقرار بود ، تعدادى هم مراكز عرضهء خدمات درمانى مجانى ، درست نظير آنچه كه امروز وجود دارند وجود داشت كه معروف‌ترينشان در تهران بود و شربتخانهء خيريهء پادشاهى ناميده مىشد . اين مركز زير نظر طبيبى به نام ميرزا يارعلى كه در ضمن يكى از پزشكان مخصوص شاه تهماسب هم بود ، قرار